نوا یاب : دانلود موسیقی سنتی
جستجو در میان بیش از پانصد آلبوم موسیقی
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم/یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

دانلود آلبوم “دیدار” پیام جهانمانی

  •   4,513 بازدید
  •   ۱ دیدگاه
خواننده ندارد
آهنگساز پیام جهانمانی
نام آلبوم دیدار
تعداد ترک 16
فرمت MP3
کیفیت 128
سَبک سنتی,بیکلام,تکنوازی تار
حجم 54 مگابایت
توضیحات

“دیدار” نام آلبومی در بردارنده تکنوازی تار ، اثر پیام جهانمانی نوازنده‌ی تار و بهزاد میرزایی نوازنده تنبک و البته خواننده تصنیف انتهایی آلبوم می باشد که در دستگاه چهارگاه و آواز بیات اصفهان و آواز ابوعطاء اجرا شده است. پیام جهانمانی نوازنده ی تار، متولد ۱۳۶۰ در تهران و فارغ التحصیل دوره ی عالی هنرستان موسیقی در سال ۱۳۷۸ و کارشناس موسیقی در سال ۱۳۸۴ و همچنین آموزش دیده ی دوره عالی نزد استاد حسین علیزاده می باشد.  بهزاد میرزایی متولد ۱۳۵۶ در تهران و فارغ التحصیل رشته ی طراحی صنعتی در دانشگاه علم و صنعت است و آموزش تنبک را نزد مرتضی ممتاز ، زنده یاد داریوش زرگری دیده است. در این آلبوم همنوازی های این دو هنرمند و در انتها نیز تصنیف “گوش جان” را که به یاد زنده یاد داریوش زرگری اجرا شده است را خواهید شنید.

استاد حسین علیزاده در زمان ریاست هنرستان عالی موسیقی ، دیداری با شاگرد آینده اش داشته که در این دیدار ، حسین علیزاده در رابطه با “پیام جهانمانی” می نویسد :

دیدار

یک مرتبه در دفتر هنرستان باز شد و پسر بچه ای را که گناهان زیادی به او نسبت می دادند به داخل آوردند. بی وقفه جرائم او را مانند وردی تکراری در گوشم خواندند. او فقط نگاه می کرد. پرسیدم چه کرده؟ گفتند : بی شمار ! سوال زیاد می کند ، درس های کلاس را تمرین نمی کند و مرتب از خودش بی ربط ساز می زند. از همه بدتر ، هیچوقت سرکلاس آرام نمی گیرد و نسبت به معلمین نافرمانی می کند. گناهان او بیشتر و بیشتر می شد و من کم کم آنها را نمی شنیدم. به همین دلیل می توانستم او را نگاه کنم. در چشمانش شور زندگی شعله می کشید. او هم گناهان خود را نمی شنید. نگاه عجیبی داشت. گویی جلسه معارفه بود. ترسی در دل نداشت. با قیافه ای حق به جانب خیره شده بود و ناگفته نماند… شاد بود. یک مرتبه این تصور برایم پیش آمد که شاید کاری کرده تا این دیدار فراهم شود. حالا به هر قیمتی.

اما چشمانش به من نوید می داد. وقتی سخن می گفت ، کمی گناهکار به نظر می آمد. اما وقتی نگاه می کرد از مهر و مهربانی لبریز بود. وقتی از او پرسیدن با این همه خطا چه می کنی، سرش را پایین انداخت. در همان لحظه از خودم پرسیدم ، تو چه می کنی؟ چه کسی در مقابل توست؟ جواب صریح و روشن بود. یک پرنده ی وحشی. هوای آزادی به سرش زده. نیاز به پرواز دارد.

اما چطور؟ با حرف؟ سخنش شنیده نمی شد. با ساز؟ پرواز را می دانست اما از پریدن منع شده و هنوز بال های ورزیده برای پرواز نداشت. اما چشمانش بی انتها بود و لبخندی بامعنا داشت. وقتی با او عهد و پیمان می بستم و او قول های پی در پی می داد ، شتاب به رفتن داشت. گویی سازش را در ذهن کوک می کرد. از آن به بعد هرقدر نیاز به شیطنت داشت ساز می زد و هر قدر نیاز به ساز شیطنت. تا جایی که هر کاری در ساز برایش شدنی شد ، حتی اگر قدرتش اجازه نمی داد. کم کم آن چهره ی سرکش و البته معصوم تبدیل به چهره ای دوست داشتنی حتی به زعم شاکیانش شد. نغمه های سازش شکل می گرفت و ساز با دل کوچک و وحشی اش ، عاشقانه پر می کشید. هر بار روی صحنه می رفت ، حضورش در موسیقی جدی تر احساس می شد و حالا پیام ، جوانی است ۲۲ ساله با مهارت و تجربه ی در خور. صدا و حس ساز او موسیقی ای است جوان ، زنده ، پر شور. تکنیک ، هماهنگ با محتوا و مضراب ها پرطنین و گویا جملات او تکراری از پیش تعیین شده ندارد. هر لحظه ، لحظه ای تازه تر از قبل. در یک کلام ، جوانی است که شور و حال و احساسش با نغمه هاییش یکی است. و چه زیبا است شور جوانی هنرمندی که با موسیقی ،رهنگ و هویت خود را بیان می کند. با عشق و پشت کاری که در او سراغ دارم ، امیدوارم تلاش و تداوم در کارش جاری بوده ، تا به حق در آینده یکی از تاریخ سازان موسیقی این سرزمین باشد. حسین علیزاده پاییز ۱۳۸۲»