نوا یاب : دانلود موسیقی سنتی
جستجو در میان بیش از پانصد آلبوم موسیقی
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم/یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

زندگینامه غلامحسین درویش (درویش خان)

  •   1,116 بازدید
  •   بدون دیدگاه

غلامحسین درویش فرزند حاجی بشیر طالقانی در ۱۲۵۱ تولد یافت. پدرش به نواختن سه تار کمی آشنا بود. غلامحسین در حدود یازده سالگی به شعبه ی موزیک دارالفنون رفت و در آنجا خط موسیقی (تاحدی) و نواختن طبل کوچک و شیپور را آموخت. چون پدرش دوستان خود را درویش خطاب می کرد این عنوان به غلامحسین اطلاق شد و بعدها نام خانوادگی اش نیز دوریش انتخاب شد. درویش مدتی نیز در دسته ی موزیک ملیجک (عزیزالسلطان) و کامران میرزا نایب السلطنه طبل کوچک می نواخت. پس از مدتی به کلاس موسیقی آقا حسین قلی رفت و نزد او تار و سه تار آموخت و به دستگاه شعاع السلطنه (پسر مظف الدین شاه) والی فارس راه یافت و با او به شیراز رفت و در همان جا ازدواج نمود. او برای جبران کمبود مسمتری دریافتی اش از شعاع السلطنه و امرار معاش ناچار به پذیرفتن دعوت بزرگان دیگری چون قوام شیرازی بود و به همین جهت مورد غضب شعاع السلطنه واقع شد و او دستور داد انگشتان دست درویش را قطع کنند. کمال السلطنه پدر ابوالحسن صبا که از دوستان درویش بود نزد شعاع السلطنه وساطن کرد و او را از آن مجازات وحشتناک نجات بخشید. چندی بعد درویش در تهران و منزل خود کلاس موسیقی دایر کرد. شعاع السلطنه که از قضیه با خبر شد فراشی را به کلاس او فرستاد تا او را مجبور به بازگشت به شیراز کند. درویش با تمهیداتی از چنگ فراش باشی شعاع السلطنه فرار کرد و چون می دانست این بار وساطت نتیجه ای ندارد به دوست دیگر خود که سرایدار سفارت انگلیس بود پناه برد. سرایدار او را به سفیر انگلیس معرفی کرد و درویش با نواختن چند نغمه ی اروپایی با تار به همراهی پیانوی خانم سفیر موفق به جلب نظر آنان و اخذ نامه ای از سفارت برای شعاع السطلنه شد که تقاضای آزادی درویش را کرده بودند و با آن نامه از شرَ مزاحمت شعاع السطلنه خلاص شد.

غلامحسین درویش درویش خان

درویش از آن پس ، وقت خود را صرف کلاس موسیقی و تربیب شاگرد و ساختن قطعات موسیقی کرد و رئیس ارکستر اخوان صفایی شد. قطعات ضربی رایج در زمان درویش بیشتر با وزن ششم/هشتم و نیز برخی رنگ ها و قطعات ضربی ردیف و بعضی چهارمضراب ها بودند. همان گونه که شرح کنسرت های انجمن اخوت آمد ، درویش پیش در آمد را برای هم نوازی اعضای ارکستر ابداع کرد. قبل از او پیش در آمدهای مختصری از محمد صادق خان و آقا حسین قلی نواخته می شدند ، ولی درویش پیش درآمد را به سبک جدید توسعه بخشید. آثار دویش برخی تابع سنت و بخشی تحول یافته اند و پیش درآمدهای او دارای ویژگی های است که تا آن زمان سابقه نداشت.

او دو بار برای ضبط صفحه به خارج از ایران سفر کرد. در سفر اول با مشیر همایون شهردار ، سید حسین طاهر زاده ، رضا قلی خان نوروزی ، حسین هنگ آفرین ، باقرخان رامشگر ، اسدالله خان و اکبر خان فلوتی از راه روسیه به لندن رفتند و در جشن شرکت هیزمستر زویش صفحاتی ضبط کردند. این سفر حدود سال ۱۹۱۰ میلادی انجام گرفت و حدود سه ماه در لندن اقامت کردند. سفر دوم حدود یکسال بعد بود که به اتفاق باقرخان ، طاهرزاده،اقبال السلطان و عبدالله دوامی به تفلیس رفتند و صفحه هایی در آنجا ضبط کردند که به علت تقارن با جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ میلادی فقط تعدادی از آن صفحه به تهران رسید.

او گوش دقیقی داشت و حتی تار بدون پرده را هم با ظرافت می توانست بنوازد. قبل از درویش تار دارای پنج سیم بود. او حدود تار را توسعه بخشید و یک دیگر (سیم سفید بین زرد و بم) را به تار اضافه کرد که از نظر نوازندگی این ساز ابتکار جالبی به شمار می رود. درویش مردی بی تکلف ، رفیق دوست ، نکته سنج و مودب بود. ابتکار دیگر او تهیه مدالی طلا به شکل تبرزین (علامت درویشی) بود که آن را بخ فارغ التحصیلان کلاس موسیقی خود می داد و دریافت این مدال برای آنها مایه ی مباهات بود. درویش به مناسبت کنسرت های بشر دوستانه و خدمات هنری ای که انجام داده بود از وزارت فرهنگ نشان علمی گرفت.

درویش در شب چهارشنبه دوم آذرماه ۱۳۰۵ هنگامی که با درشکه از خیابان امیریه به طرف شمال می رفت درشکه اش با اتومبیلی که به جای راننده ، شاگرد راننده آن را می راند تصادف کرد و در بیمارستان نظمیه بر اثر ضربه ی مغزی درگذشت و در مقبره ی ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.

 

هیچ دیدگاهی ارسال نشده است.