نوا یاب : دانلود موسیقی سنتی
جستجو در میان بیش از پانصد آلبوم موسیقی
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم/یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

دانلود آلبوم “بهار دلکش” با صدای محمدرضا شجریان

  •   20,052 بازدید
  •   ۱ دیدگاه
خواننده محمدرضا شجریان
آهنگساز مختلف/قدیمی
نام آلبوم بهار دلکش
تعداد ترک 8
فرمت MP3
کیفیت 128
سَبک سنتی,آوازی
حجم 53.5 مگابایت
توضیحات

دانلود آلبوم بهار دلکش محمدرضا شجریان

“بهار دلکش” نام آلبومی قدیمی از استاد شجریان است که در آن استاد به بازخوانی تصنیف های قدیمی می پردازند. این تصنیف های اکثراً مربوط به دوره قاجار و به آهنگسازی درویش خان و علی اکبر شیدا هستند. به دلیل کمبود وقت نتوانستم آهنگساز و شاعر هر تصنیف را به طور دقیق مشخص کنم. امید است که ببخشید.

 متن آهنگ “تصنیف بهار دلکش” شجریان :

بهار دلکش رسید و دل بجا نباشد
از آنکه دلبر دمی به فکر ما نباشد
در این بهار ای صنم بیا و آشتی کن
که جنگ و کین با من حزین روا نباشد
صبحدم بلبل
بر درخت گل خدا
به خنده می گفت
نازنینان را
مه جبینان را خدا
وفا نباشد
اگر چه با این دل حزین
تو عهدو بستی حبیب من آخ
با رقیب من چرا نشستی
چرا دلم را عزیزمن از کینه خستی
اگر که با این دل حزین تو عهدو بستی
حبیب من آخ با رقیب من چرا نشستی
چرا دلم را عزیز من از کینه خستی
بیا در بر من وفا یک شب
ای مه شب
تازه کن عهدی
که بر شکستی

متن آهنگ “تصنیف گریلی” شجریان :

شبی مجنون به لیلی گفت
که ای محبوب بی همتا
تو را عاشق شود پیدا
ولی مجنون نخواهد شد
خدا را چون دل ریشم
قراری بسته با زلفت
بفرما لعل نوشین را
که زودش با قرار آید
دلا دیشب چه می کردی
تو در کوی حبیب من
اللهی خون شوی ای دل
تو هم گشتی رقیب من
شب صحبت غنیمت دان
که بعد از روزگار ما
بسی گردش کند گردون
بسی لیل و نهار آید

متن آهنگ “تصنیف شمع و پروانه” شجریان :

شبی یاد دارم که چشمم نخفت
شنیدم که پروانه با شمع بگفت
که من عاشقم گر بسوزم رواست
تورا گریه و سوز و زاری چراست؟
بگفت: ای هوادار مسکین من
برفت انگبین یار شیرین من
چو شیرینی از من به در میرود
چو فرهادم آتش به سر میرود
همی گفت و هر لحظه سیلاب درد
فرو می دویدش به رخسار زرد
تو بگریزی از پیش یک شعله خام
من ایستاده ام تا بسوزم تمام
تورا آتش عشق اگر پر بسوخت
مرا بین که از پای تا سر بسوخت

متن آهنگ “تصنیف افتخار آفاق” شجریان :

افتخار همه آفاقی و ، منظور منی ، تو منظور منی
شمع جمع همه عشاق و ، به هر انجمنی ، به هر انجمنی
به سر زلف پریشان تو ، دلهای پریش
همه خو کرده چو عارف به پریشان وطنی ، پریشان وطنی
ز چه رو شیشه دل میشکنی تیشه بر ریشه جان از چه زنی
سیم اندام و ولی سنگ دلیسست پیمانی و پیمان شکنی،
تو پیمان شکنی
اگر درد من به درمان رسد چه می شه ؟
شب هجر اگر به پایان رسد چه می شه ؟
اگر بار دل به منزل رسد چه گردد؟
سر من اگر به سامان رسد چه می شه؟
سر من اگر به سامان رسد چه می شه؟
زغمت خون می گریم بنگر چون می گریم
ز مژه دل می ریزدز جگر خون می آید
ز جگر خون می آید
افتخار دل و جان می آید
افتخار دل و جان می آید
یار بی پرده عیان می آید
یار بی پرده عیان می آید

متن آهنگ “تصنیف گل باغ” شجریان :

ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی
چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی
مژه ها و چشم یارم به نظر چنان نماید
که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی
سر برگ گل ندارم ز چه رو روم به گلشن
که شنیده ام ز گلها همه بوی بیوفایی
سر برگ گل ندارم ز چه رو روم به گلشن
که شنیده ام ز گلها همه بوی بیوفایی
به کدام مذهب است این به کدام ملت است این
به کدام مذهب است این به کدام ملت است این
که کشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی؟!
به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند
که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی
که درون خانه آیی که درون خانه آیی
به قمار خانه رفتم به قمار خانه رفتم
همه پاکباز دیدم
چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی
در دیر میزدم من در دیر میزدم من
که ندا ز در در آمد
که درآ درآ “عراقی” که تو هم از آن مایی
که تو هم از آن مایی

متن آهنگ “تصنیف چهار باغ” شجریان :

شود که به چهره زرد من نظری برای خدا کنی
که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی
تو شه ای و کشور جان تو را تو مه ای و جان جهان تو را
ز ره کرم چه زیان تو را که نظربه حال گدا کنی
تو کمان کشیده و در کمین که زنی به تیرم و من غمین
همه غمم بود ازهمین که خدا نکرده خطا کنی

متن آهنگ “تصنیف شب نیشابور” شجریان :

آمد سحری ندا ز میخـانهء ما
کـای رنـد خـراباتـی دیوانهء ما
برخیز که پر کنی پیمانهء می
زان پیش کـه پر کنند پیمـانهء ما
وقت سحراست خیز ای مایهء ناز
نرمک نرمک باد خنک چنگ نواز
کـانان که بجـاینـد نپاینـد بسی
وآنان که شدند کس نمی آید باز
برخیز و مخور غمجهان گذرا
خوش باش و دمی به شادمانی گذران
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نـوبت به تـو خود نیـامدی از دگران
جامیست که عقل آفرین میزندش
صد بوسه زمهر بر جبین میزندش
این کوزه گردهرچنین جام لطیف
می سازد و باز بر زمینمیزندش
تا دست به اتفاق بر هم نزنیم
پایی ز نشاط بر سر غم نزنیم
خیزیم و دمی زنیم پیش ازدم صبح
کین صبح بسی دمد که ما دم نزنیم
این قافله عمر عجب می گذرد
دریاب دمی که با طرب می گذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب میگذرد
ای کاش که جای آرمیدن بودی
یا این ره دور را رسیدن بودی
یا از پس صد هزار سال از دل خاک
چون سبزه امید بر دمیدن بودی
از من رمقی به سعی ساقی مانده است
از صحبت خلق بی وفائی مانده است
از باده دوشین قدحی بیش نماند
از عمر ندانم که چه باقی مانده است

متن آهنگ “نازار لیلی” شجریان :

نازار دلی را که تو جانش باشی ، معشوقه پیدا و نهانش باشی
زان می ترسم که از دل آزردن تو ، دل خون شود و تو در میانش باشی
دانی که به دیدار تو چونم تشنه ، هر لحظه که بینمت فزونم تشنه
من تشنه آن دو چشم مخمور تو ام ، عالم همه زین سبب به خونم تشنه