نوا یاب : دانلود موسیقی سنتی
جستجو در میان بیش از پانصد آلبوم موسیقی
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم/یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

دانلود آلبوم “بازی عوض شده” با صدای علیرضا عصار

  •   1,982 بازدید
  •   بدون دیدگاه

دانلود آلبوم “بازی عوض شده” با صدای علیرضا عصار با ۲ کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰

Download “Bazi Avaz Shode” By Alireza Asar – Direct Link

دانلود آلبوم بازی عوض شده علیرضا عصار

آلبوم “بازی عوض شده” با صدای علیرضا عصار و آهنسگازی فواد حجازی و توسط بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس سرمایه گذاری و تهیه شده است. این آلبوم با در بر داشتن اشعاری حماسی و البته سیاسی اجرا شده است. ترانه سرایان و شاعران این آلبوم عبارت اند از افشین مقدم ، بهزاد بمانی ، سعید بیابانکی ، مهدی شجاعی و دکتر شجاع پور .

** تقدیم به ریشوهای با ریشه ، آنان که برای ایران رفتند… گریه میکنم ، ایرانم را ویران نکنید…!

نوازندگان:
ویلن : مازیار ظهیرالدینی ، میثم مروستی ، نیما زاهدی
کر : کاوه رمضانزاده ، حسین ذوالقدر ، مهدی لواسانی
آلتو : مازیار ظهرالدینی ، میثم مروستی
سه تار : میثم مروستی
سازهای الکترونیک : فواد حجازی

دانلود آهنگ جدیددانلود آلبوم “بازی عوض شده” با کیفیت ۱۲۸ + کاورها در یک فایل zip
دانلود آهنگ جدیددانلود آلبوم “بازی عوض شده” با کیفیت ۳۲۰ + کاورها در یک فایل zip


متن شعر آهنگ “بازی عوض شده” علیرضا عصار:

این دوستانی که دم از جنگ می زنند
از تیرهای نخورده چرا لنگ می زنند
هم سفره های خلوت آن روزها ببین
کین روزها چه سازه به هم هنگ می زنند
هر فصل از وحشت رسوا شدن هنوز
ما را به رنگ جماعتشان رنگ می زنند
یوسف به بد نامی خود اعتراض کن
کز هر طرف به پیرهنت چنگ می زنند
بازی عوض شده و همان هم قطارها
از داخل قطار به ما سنگ می زنند
بیهوده دل مبند بر این تخت روی آب
روزی تمام اسکله ها زنگ می زنند

متن شعر آهنگ “زخم های ماندگار” علیرضا عصار:

در هجوم گرگها بره دریده می شود
زخمهای ماندگارت را برادر حفظ کن
تا شهادت فاصله یک گام قسمت را ببین
صندلی چرخدارت را برادر حفظ کن
مین و خمپاره به جسم و جان تو بوسه زدند
این نشان افتخارت را برادر حفظ کن
درد ترکش در تنت به مغز استخوان رسید
تو غرور کوهسارت را را برادر حفظ کن
تو غرور کوهسارت را را برادر حفظ کن

بر ترازویی اگر حق تو را ناحق گرفت
اعتقاد ذولفقارت را را برادر حفظ کن
هر که نان از اسم تو خورد و تو را تنها گذاشت
تو خدای روزگارت را را برادر حفظ کن
گریه های تو به گوش حضرت هق می رسند
خنده های طعنه دارت را را برادر حفظ کن
رمز حمله یا علی ولفجر را لبیک گو
ما پیاده تو سوارت را را برادر حفظ کن
ما پیاده تو سوارت را را برادر حفظ کن
مردهای شیمیایی فتح خیبر کرده اند
شانه های اقتدارت را را برادر حفظ کن
مهدی موعود اینک زیر تابوت آمده
ما بریدیم انتظارت را را برادر حفظ کن
ما بریدیم انتظارت را را برادر حفظ کن

متن شعر آهنگ “خاطره نیمه جان” علیرضا عصار:

میان خاک سر از آسمان در آوردیم
چقدر قمری بی آشیان در آوردیم
وجب وجب تن این خاک مرده را کندیم
چقدر خاطره نیمه جان در آوردیم
به حیرت این که ای خاک پیر با برکت
چقدر از دل سنگت جوان در آوردیم
چقدر خیره به دنبال ارغوان گشتیم
ز خاک تیره ولی استخوان در آوردیم
شما حماسه سرودید و ما به نام شما
فقط ترانه سرودیم و نان در آوردیم
برای اینکه بگوییم با شما بودیم
چقدر از خودمان داستان در آوردیم
و آبهای جهان تا از آسیاب افتاد
قلم به دست شدیم و زبان در آوردیم

متن شعر آهنگ “پلاک” علیرضا عصار : 

عشق بود و جبهه بود وجنگ بود
عرصه بر گُردان عاشق تنگ بود
هر که تنها بر سلاحش تکیه کرد
مادری فرزند خود را هدیه کرد
در شبی که اشکمان چون رود شد
یکنفر از بین ما مفقود شد
آنکه که سر دارد به سامان می رسد
آنکه که جان دارد به جانان می رسد
دیده ام ، دستی به سوی ماه رفت
بی سر و جان تا لقاءالله رفت
زندگیمان در مسیر تیر بود
خاک جبهه ، خاک دامنگیر بود
آنکه خود را مرد میدان فرض کرد
آمد از این نقطه طی الارض کرد
هر که گِرد شعله چون پروانه است
پیکر صدپاره اش بر شانه است
تن به خاک و بوی یاسش می رسد
بوی باروت از لباسش می رسد
لاشه ی یک تانک بر پوتین دوست
هان ! چه می گویی ، شهید زنده اوست
هم قطارانی که پشت سنگرند استخوانها را به خانه می برند
دشمن افکنهای بی نام و نشان
پوکه ی خونین شده تسبیحشان
قطره بودن ، وانگهی دریا شدن
از پلاکی گم شده پیدا شدن
کار هرکس نیست این دیوانگی
پیله وا می ماند از پروانگی
عاشقی که تن برایش گور شددست از جان شست ، تا منصور شد

متن شعر آهنگ “صفر مرزی” علیرضا عصار :

از تن گذشتیم از جان گذشتیم از حق ولی نه
سلطه ستیزی مین بود و میدان بر ما گلوله پایان ندارد
گویی که ظالم سرگرم خویش است در ما خبر از ایمان ندارد
هربار دشمن جنگ آوری کرد کارون و اروند زنجیر می شد
سنگر به سنگر همبستگیمان برنده مثل شمشیر می شد
سکوی پرتاب سوی شهادت روی دو کوه دلباز می شد
فتح المبین و والفجر رانک با رمز زهرا آغاز می شد
وقتی هویزه دربند می رفت گویی که قران در زیر تن کس
این صحنه ها را هر کس که می دید نارنجکش را بر سینه می بست
از تن گذشتیم از جان گذشتیم از حق ولی نه
وقتی شلمچه در زیر هر بمب از شیمیایی فریاد می شد
شهر اسیرم تا صفر مرزی با جان فشانی آزاد می شد
ماچون به رختی پربرگ وباریم با تکیه برخاک ما استواریم
در قلب تاریخ تا زنده هستیم از هر تبرزن ترسی نداریم
آتش حریف دریای من نیست چون جامه افزود پرچم تلف کن
در تنگ بادت رزم آوری کرد کز زاوه را پاک از دشمنت کن
هربار دشمن جنگ آوری کرد کارون و اروند زنجیر می شد
سنگر به سنگر همبستگیمان برنده مثل شمشیر می شد

متن شعر آهنگ “خوابی از جنس بلور” علیرضا عصار:

خواب دیدم خوابی از جنس بلور
خواب گردانی که می رفت سوی نور
باز بوی عشق بود و یاس بود
باز خوابم سرخوش از احساس بود
باز گویی دل هوای مکه داشت
یک نفس در کربلای فکه داشت
رمل بود و عشق بود و ماسه بود
بین ابروها رد قناسه بود
خوابی از تخریب چی ها مست مست
خواب گردانی که خط را می شکست
خواب دورانی که بودم در ستیز
خواب ماندن در پس یک خاکریز
خواب خیبر خواب خوب ناجی است
هر که خیبر بود یاران حاجی استخ
خواب دیدم خوابی از غوغای دین
یک نماز ساده در میدان مین

رمز یا زهرای یاران سرکش است
هر نت آوازشان یک ترکش است
هور بود و عشق در خون داشتیم
تا سحر غوغای مجنون داشتیم
رمز یا زهرای یاران سرکش است
هر نت آوازشان یک ترکش است
هور بود و عشق در خون داشتیم
تا سحر غوغای مجنون داشتیم

خواب دیدم خوابی از جنس بلور
خواب گردانی که می رفت سوی نور
باز بوی عشق بود و یاس بود
باز خوابم سرخوش از احساس بود
باز گویی دل هوای مکه داشت
یک نفس در کربلای فکه داشت
رمل بود و عشق بود و ماسه بود
بین ابروها رد قناسه بود
خطی از پروازهای بی فرود
سویه پروازشان اروندرود
خطی از پرواز مرغان سوی دشت
خوابی از غواصان فجر هشت
هر شب حمله شبی صاف و نجیب
خط شکن مردان گردان حبیب
یاد بان آن روز سالک داشتیم
مردی از گردان مالک داشتیم
خواب دیدم خوابی از جنس بلور
خواب گردانی که می رفت سوی نور

متن شعر آهنگ “نماز سربداران” علیرضا عصار :

نماز و آسمان پر ستاره
بدن های شهیدان پاره پاره
نماز و آتش و دشت شلمچه
نماز و شیمیایی در حلبچه
نماز بهر پیمبر نور عین است
نماز سربند سرخ یا حسین است
نماز و انفجار و وقت تهزین
نماز در معور گردان تخریب
نماز سرخ یاران را چه کردید
نماز سربداران را چه کردید
خدا محراب سنگر را چه کردید
نماز تیغ و حنجر را چه کردید
نماز سرخ یاران را چه کردید
نماز سربداران را چه کردید
خدا محراب سنگر را چه کردید
نماز تیغ و حنجر را چه کردید
مساحن در دل صد پاره ای بود
اذانم ترکش خمپاره ای بود
نبرد تن به تن عشق و عبادت
گلان مرد گردان شهادت
به یارب یارب شط خط شکستیم
سر سجاده ای خونین نشستیم
کنار نعش یاران ذکر گفتیم
ز فرط گریه بر سجاده خفتیم
نماز و آسمان پر ستاره
بدن های شهیدان پاره پاره

نماز و آتش و دشت شلمچه
نماز و شیمیایی در حلبچه
نماز بهر پیمبر نور عین است
نماز سربند سرخ یا حسین است
نماز عشق آری این چنین است
کنار مهر تو میدان مین است

متن شعر آهنگ “خرمشهر” علیرضا عصار :

این صدای شیشه بود و سنگ بود
مرقوای جغد شوم جنگ بود
در شبی آبستن درد و نبرد
جنگ با دشمن به ما تحمیل کرد
بر سر پیر و جوان بیگناه
بر زنان و کودکان بی پناه
بی خبر بی وقفه بی گفت و شنود
از زمین و آسمان آتش گشود
این صدای شیشه بود و سنگ بود
مرقوای جغد شوم جنگ بود
آتش و خون شهر را در بر گرفت
شهر بوی خون و خاکستر گرفت
زندگی زن پس به شهر درد و دود
کوچ بود و کوچ بود و کوچ بود
کوچ تنها بود و دلها بند بود
کوچ مادرهای بی فرزند بود
کوچ بی ییلاق و بی قشلاق بود
کوچ نوزادان بی قنداق بود
کوچ خلق کوچه باغ شهر یاد
کوچ تسلیم به هرچه بادباد

ز آسمان دریای آتش سرنگون
موج می زد از زمین دریای خون
آتش و خاک در دل کارون گرفت
رود کارون رنگ و بوی خون گرفت
خون به کام دشت و پام نهر شد
آه خرمشهر خونین شهر شد
آه خرمشهر خونین شهر شد

آتش افروزان دنیا سوز جنگ
دسته دسته بسته بسته رنگ رنگ
زان چه باید ساخت بندش بی نیاز
تا بگویندش به این میدان بتاز
کوله بارش را ز سر انباشتند
دشت شیران را تهی پنداشتند
کین چنینش داده شد بال و پری
تیری و تیغی و گرز و خنجری

این صدای شیشه بود و سنگ بود
مرقوای جغد شوم جنگ بود
آتش و خون شهر را در بر گرفت
شهر بوی خون و خاکستر گرفت
در دل ایران ز هر سو خار رفت
زان چه با مهران و با سومار رفت
خاک پر دستان غم بیداد داشت
قصر شیرین ماتم فرهاد داشت
زندگی زن پس به شهر درد و دود
کوچ خلق کوچه باغ شهر یاد
کوچ تسلیم به هرچه بادباد

ملت ایران خروشان بیقرار
ملتی رستم دل و آرش تبار
کاوه ها گرد آفرینان جان به کف
سرفرازان سپاهی صف به صف
سر به سالار شهیدان داده ها
عاشقان جانبازها آزاده ها
خم در آسا بر صف دشمن زدند
تیر بر چشمان اهریمن زدند

بر صف دشمن تباران تاختند
تا ز ایرانش برون انداختند
بیستون از شر شیطان رسته بود
طاق بستان طاق نصرت بسته بود
زندگی بر کام دشمن زهر شد
باز خونین شهر خرمشهر شد
باز خونین شهر خرمشهر شد
باز خونین شهر خرمشهر شد

 

هیچ دیدگاهی ارسال نشده است.