نوا یاب : دانلود موسیقی سنتی
جستجو در میان بیش از پانصد آلبوم موسیقی
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم/یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

دانلود آلبوم “دود عود” با صدای محمدرضا شجریان

  •   13,417 بازدید
  •   بدون دیدگاه
خواننده محمدرضا شجریان
آهنگساز پرویز مشکاتیان
نام آلبوم دود عود
تعداد ترک 5
فرمت MP3
کیفیت 320
سَبک سنتی,ارکسترال
حجم 115.9 مگابایت
توضیحات

“دود عود” آلبومی بسیار مشهور و شنیدنی اثر مرحوم استاد پرویز مشکاتیان و با صدای استاد محمدرضا شجریان و همچنین تنظیم ارکسترال استاد کامبیز روشن روان که اولین بار در سال ۱۳۶۸ منتشر شد و از آن زمان تاکنون به عنوان یکی از بهترین آلبوم های استاد شجریان و استاد مشکاتیان شناخته می شود ، همچنین این آلبوم را یکی از بهترین آثار اجرا شده در دستگاه نوا می شناسند. قطعه بی کلام این آلبوم که قطعه ای برای سنتور و ارکستر است را میتوان جز برترین موسیقی های سنتی ایرانی دانست که بارها در مجالس رسمی پس از انقلاب نیز از آن استفاده شده است. مانند جشن چهره های ماندگار و… . تصنیف “دود عود” یا همان ای یوسف خوشنام ما … نیز از به یاد ماندنی ترین تصنیف های موسیقی سنتی ایران می باشد. امیدوارم لذت ببرید.

هنرمندان
آواز: محمدرضا شجریان
آهنگ‌ساز: پرویز مشکاتیان
تنظیم: کامبیز روشن‌روان
ویلن : منوچهر انصاری، رضا عالمی، همایون رحیمیان، ارسلان کامکار، رئیس فرشید
ویلن آلتو: نوروز یزدانی، سیاوش ظهیرالدینی، بهروز کافی، بهزاد بیرقی
ویلنسل : محسن تویسرکانی، کریم قربانی، عباس ظهیرالدینی
کنترباس : نادرمرتضی پور، علیرضا خورشیدفر
کمانچه : اردشیر کامکار
نی : جمشید عندلیبی
سنتور : بهنام مناهجی
تیمپانی : ارژنگ کامکار
دف : بیژن کامکار
مثلث: ارژنگ کامکار
تنبک : ارژنگ کامکار
همنوازان آواز: علی اصغر بهاری و داریوش طلایی

عقل کجا پی برد شیوه سودای عشق
باز نیابی بـــه عقل، سر مــعـمای عشق

عقل تو چون قطره­ ای ست مانده ز دریا جدا
چند کند قطره­ ای، فــهــم ز دریـــای عشق

گر ز خود و هر دو کون، پاک تبرا شوی
راست بود آن زمان از تو تولای عشق

عشق چو کار دل است دیده­ دل باز کن
جــان عــزیزان نگر مست تماشــای عشق

دوش درآمد به جان دمدمه­ی عشق او
گفــت اگر فانی­ای، هست تو را جای عشق

جان جو قدم در نهاد تا که همی چشم زد
از بن و بیخش کند قوت و غوغای عشق

چون اثر او نماند محو شد اجزای او
جان دل و جان گرفت جمله­ ی اجزای عشق

هست در این بادیه جمله جانها چو ابر
قطره­ بـاران او درد و دریغای عــشـق

هست در این بادیه جمله جان ها چو ابر
قطره­ بــاران او درد و دریغای عـشـق
آتش عشق تو در جان خوشتر است
جان ز عشقت آتش افشان خوشتر است

هر که خورد از جام عشقت قطره‌ای
تا قیامت مست و حیران خوشتر است

آتش عشق تو در جان خوشتر است
جان ز عشقت آتش افشان خوشتر است

هر که خورد از جام عشقت قطره‌ای
تا قیامت مست و حیران خوشتر است

تا تو پیدا آمدی پنهان شدم
زانکه با معشوق پنهان خوشتر است

درد عشق تو که جان می‌سوزدم
گر همه زهر است از جان خوشتر است

درد بر من ریز و درمانم مکن
زانکه درد تو ز درمان خوشتر است

می‌نسازی تا نمی‌سوزی مرا
سوختن در عشق تو زان خوشتر است

چون وصالت هیچ کس را روی نیست
روی در دیوار هجران خوشتر است

خشکسال وصل تو بینم مدام
لاجرم در دیده طوفان خوشتر است

همچو شمعی در فراقت هر شبی
تا سحر عطار گریان خوشتر است
در عشق تو عقل سرنگون گشت
جان نیز خلاصه­ی جنون گشت

خود حال دلم چگونه گویم
که آن کار به جان رسیده چون گشت
بر خاک درت به زاری زار

از بس که به خون بگشت خون گشت
خون دل ماست یا دل ماست

خونی که ز دیده‌ها برون گشت
درمان چه طلب کنم که عشقت

ما را سوی درد رهنمون گشت
تا دور شدم من از در تو

از ناله دلم چو ارغنون گشت
تا قوت عشق تو بدیدم سرگشتگی‌ام بسی فزون گشت

 

تصنیف “دود عود”
ای یوسف خوشنام ما، خوش می روی بر بام ما
ای درشکسته جام ما، ای بردریده دام ما

ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما
جوشی بنه در شور ما تا می‌ شود انگور ما

ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما
آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما

ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما
پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما

ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما
پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما

در گل بمانده پای دل جان می‌دهم چه جای دل
وز آتش سودای دل، ای وای دل، ای وای ما

 

هیچ دیدگاهی ارسال نشده است.