نوا یاب : دانلود موسیقی سنتی
جستجو در میان بیش از پانصد آلبوم موسیقی
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم/یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

بداهه نوازی چیست؟

  •   3,469 بازدید
  •   بدون دیدگاه

بداهه نوازی (Improvisation) – زیگموند اسپات ، بداهه نوازی را این گونه تعریف می کند : « هرگاه قطعه ای موسیقی فی البداهه از نظر جمله بندی ، هارمونی ، فرم و صحت – همسنگ قطعه ای باشد که با فراغت و تمرکز فکر ، تصنیف شده و برروی کاغذ نت آمده باشد – کار نوازنده را بداهه نوازی گویند» . در اصل بداهه نوازی دارای قواعد و قوانین نوشته شده ای نیست ، بلکه نشات گرفته از تراواشان ذهنی و درونی نوازنده ای هنر آفرین است که به مراحلی از این هنر دست یافته که گاه در حین نوازندگی ، به آهنگسازی نیز – بدون اندیشه در لحظه – می پردازد. پس بداهه نوازی بر پایه ی روش مند ، آگاهانه ، اما غیرقابل پیش بینی برای مخاطب و حتی خود نوازنده (به شکلی سیال و پیوسته) ، ابداع می گردد. این شگرد یا شیوه ، بیشتر مخصوص موسیقی مشرق زمین است ، هر چند نوازندگان دنیای غرب ، آمریکای لاتین و حتی نوازندگان آفریقایی از آن بی بهره نبوده اند یا نیستند.

بداهه نوازی را باید هنری برتر و به کمال دانست ، اما پرسش این است : چه نوازندگانی به این مرحله می رسند ؟ در گذشته ای نه چندان دور که آموزش موسیق ی، کتابی نبود ، شاگرد مستعد با پشتکار و ممارست فراوان به تقلید از استاد خود می پرداخت و در ضمن شاگردی در طول سالیان متمادی ، لحظه لحظه ی نوازندگی را به آزمون و تجربه می گذارند ، سپس با گذر از مرحله ی تقلید و تکرار ، و رسیدن به تجربه های لذت بخش فردی ، از سبک و سیاق دیگر هنرمندان نیز تاثیر می گرفت و آن گاه در هنر نوازندگی به رمز و اشارتی پی می برد. او درک می کرد که در این کار ، ریزه کارهای فراوانی هست که با آزادی عمل و به کارگیری تجربیاتی که با رنج و مرارت بسیار به دست آورده ، باید به پردازش و به شیوه و شگرد مخصوص به خود در بیان و اجرای موسیقی برسد ، و… بالاخره می رسید. هنرمند باید بداند که چگونه از ترکیب اصوات موسیقی در جستجوی خلق زیبایی در آثار خود باشد ، و نیز باید بتواند با صرف زمان و اندوختن تجارب متعدد به هنری نو زیبا و در عین حال اصیل دست یابد وگرنه محصول چنین جریانی ، تجربیاتی شکست خورده و وامانده از قطار ناپایدار زمان خواهد بود. در واقع هنر بداهه نوازی متعلق به لحظه لحظه ی نوازندگی هنرمند نیست ، بلکه آفرینشی تازه در لحظه ای از لحظات نوازندگی و دقیقه ای از دقایق نوازندگی است ، … و گاهی بسیار دیرآمد به دقایقی می رسد و به خلق یک قطعه ی با ارزش گذاری مناسب و مطلوب می انجامد ، که بعدها همان قطعه را خود نوازنده و حتی بسیاری نوازندگان دیگر می نوازند و در موسیقی به صورت قطعه ای مستقل و درخشان ثبت می شود و باقی می ماند ، اما آشکارا این اجرای نخستین است که آن را هنر و هنر بداهه نوازی گویند و اجراهای بعدی را کپی برداری از روی نسخه ی اصل.

دشوارترین بخش بداهه نوازی ، همانا گرفتاری تکوین ، ترکیب و تغییر و تبدیل اصوات موسیقایی به قصد ساختن کاری بدیع در مقطعی کوتاه از زمان است و نوازنده نیک می داند که با از دست دادن این زمان های کوتاه – اما اثر گذار – کوشش او برای بازیافتن آن کاملاً بیهوده و بی ثمر است ، بدین جهت است که اجرای موسیقی و به خصوص نوازندگی بر مبنای بداهه را بسیار دشوارتر از دیگر هنرها می سازد و هنرمندان آن را بسیار اندک شمار.

بیزه میگوید : « باید هنر را از بند قوانین آزاد کرد و به صورت زیبا و طبیعی خودش جلوه گر ساخت » بدین ترتیب هنرمند بداهه نواز با تسلط کافی و کامل بر جنبه های نوازندگی ساز تخصصی خود ، توانسته در زمان های خاص – و نه به صورت همیشگی- با پردازشی نو و متفاوت (و با گذار از سنت) ، موسیقی را به زیباترین و طبیعی ترین شکل ممکن ، جلوه گر سازد و آوازه ی آثارش را بر جریده ی تاریخ موسیقی ثبت نماید ، و این داستان ، سوای آن است که هر نوازنده ای به روش هرج و مرج در نوازندگی ، شعار “بداهه نوازی” سردهد ، چرا که بداهه نوازی نیز خود به اصولی پای بند است که نیاز به نبوغ ، درک و تجربه ی کافی دارد.

نویسنده : محمد جواد کسائی

بداهه نوازی

 

هیچ دیدگاهی ارسال نشده است.