نوا یاب : دانلود موسیقی سنتی
جستجو در میان بیش از پانصد آلبوم موسیقی
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم/یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

دانلود آلبوم “جان عشاق-گنبد مینا” محمدرضا شجریان

  •   14,645 بازدید
  •   ۱ دیدگاه
خواننده محمدرضا شجریان
آهنگساز پرویز مشکاتیان
نام آلبوم جان عشاق/گنبد مینا
تعداد ترک 10
فرمت MP3
کیفیت 320
سَبک سنتی,آوازی
حجم 127 مگابایت
توضیحات

“جان عشاق” و “گنبد مینا” نام دو آلبوم از آثار استاد محمدرضا شجریان و به آهنگسازی مرحوم استاد پرویز مشکاتیان است که در قالب یک آلبوم موسیقی با نام “جان عشاق-گنبد مینا” در سال ۱۳۷۴ روانه بازار شده است. این اثر در آواز دشتی و بیات اصفهان آهنگسازی شده است و تنظیم برای ارکستر سمفونیک این اثر برعهده استاد محمدرضا درویشی بوده است. مرحوم استاد جواد معروفی نیز در قطعات آوازی ، با پیانو استاد شجریان را همراهی می نمایند. اشعار این مجموعه موسیقی از میان غزل‌های حافظ، و دوبیتی‌های باباطاهر انتخاب شده است. امیدوارم از این اثر لذت ببرید.

همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
حباب وار براندازم از نشاط کلاه
آگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد
شبی که ماه مراد از افق طلوع کند
بود که پرتو نوری به بام ما افتد
ملوک را چو ره خاک بوس این در نیست
کی التفات مجال سلام ما افتد
چو جان فدای لبت شد خیال می بستم
که قطره ای ز زلالش به کام ما افتد
خیل زلف تو گفتا که جان وسیله مساز
کزین شکار فراوان به دام ما افتد
ز خاک کوی تو هر دم که دم زند حافظ
نسیم گلشن جان در مشام ما افتد
به نا امیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعه دولت به نام ما افتد
________________________________________

نگارینا دل و جانم ته دانی
همه پیدا و پنهانم ته دانی
نمی دونم که این درد از که دیرم
همین دونم که درمانم ته دانی
________________________________________
دوش می آمد و رخساره بر افروخته بود
تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود
رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی
جامه ای بود که بر قامت او دوخته بود
جان عشاق سپند رخ خود می دانست
و آتش چهره بدین کار برافروخته بود
گرچه می گفت که زارت بکشم می دیدم
که نهانش نظری با من دلسوخته بود
کفر زلفش ره دین می زد و آن سنگین دل
در پیش مشعلی از چهره بر افروخته بود
________________________________________
کنسرت شور
بداهه خوانی و بداهه نوازی
غزلهای حافظ
آواز محمد رضا شجریان
سه تار داریوش پیر نیاکان
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری به اتفاق جهان می توان گرفت
افشای راز خلوتیان خواست کرد شمع
شکر خدا که سر دلش در دهان گرفت
می خواست گل که دم زند از رنگ و بوی دوست
از غیرت صبا نفسش در دهان گرفت
زین آتش نهفته که در سینه منست
خورشید شعله ایست که در آسمان گرفت ۲
آسوده بر کنار چو پرگار می شدم
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت
آن روز شوق ساغر می خرمنم بسوخت
کاتش ز عکس عارض ساقی در آن گرفت
آسوده بر کنار چو پرگار می شدم
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت
خواهم شدن به کوی مغان آستین فشان
زین فتنه ها که دامن آخر زمان گرفت ۲
بر برگ گل به خون شقایق نوشته اند
آنکس که پخته شد می چون ارغوان گرفت
فرصت نگر که چو فتنه در عالم اوفتاد
صوفی به جام می زد و از غم کران گرفت
می خور که هر که آخر کار جهان بدید
از غم سبک برآمد و رطل گران گرفت
چندان که گفتم غم با طبیبان
درمان نکردند مسکین غریبان
آن گل که هردم در دست بادیست
گو شرم بادش از عندلیبان
یارب امان ده تا باز بیند
چشم محبان روی حبیبان
ای منعم آخر بر خوان وصلت
تا چند باشیم از بی نصیبان
ما درد پنهان با یار گفتیم
نتوان نهفتن درد از طبیبان
حافظ نگشتی شیدای گیتی
گر می شنیدی پند ادیبان