نوا یاب : دانلود موسیقی سنتی
جستجو در میان بیش از پانصد آلبوم موسیقی
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم/یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

آلبوم “خداوندان اسرار” همایون شجریان

  •   6,193 بازدید
  •   بدون دیدگاه
خواننده همایون شجریان
آهنگساز سهراب پورناظری
نام آلبوم خداوندان اسرار
تعداد ترک 8
فرمت MP3
کیفیت 320
سَبک سنتی,آوازی
حجم قطعه شماره ی 8 : 6.3 مگابایت
توضیحات

“خداوندان اسرار” نام جدیدترین اثر همایون شجریان و سهراب پورناظری می باشد. این اثر در ادامه همکاری های همایون شجریان با برادران پورناظری می باشد که در ادامه آلبوم های “نه فرشته ام نه شیطان” و “آرایش غلیط” منتشر شده است. این آلبوم با اجرای گروه سیاوش در تور کنسرت سراسر کشور در سال ۱۳۹۱ اجرا شده بود.

در بهمن ۱۳۹۱ این کنسرت در شهرستان آمل برگزار شد که به شخصه در آن کنسرت حضور داشتم و این آلبوم را به اجرای متفاوتی شنیده بودم. ساز بندی این آلبوم با کنسرت های اجرا شده به طور کل متفاوت است. برای مثال در کنسرت ها از سازهای کنترباس و سنتور استفاده شده بود ولی در این آلبوم شاهد حذف این سازها و اضافه شدن گیتاربیس و دودوک هستیم.

آلبوم از دو بخش مجزا تشکیل شده است. بخش اول که طبق اطلاعات درون آلبوم مربوط به کنسرت زنده اصفهان است و تنها به ساز و آواز منتهی می شود. آواز ِ همایون شجریان با همراهی تنبور ِ سهراب پور ناظری. ولی بخش دوم مربوط به اجرای قطعات گروه نوازی و تصنیف ها می باشد.

استاد کیخسرو پورناظری – آهنگساز تصنیف جانی و صد آه – در رابطه با این آلبوم نوشته اند :

خواستند “خداوندان اسرار” را بشنوم… شنیدم و رفتم در پیچ و تاب های آواز و پرده – کوچه های ساز :»مست و رها» ، رها از هرچند و چونی. بعد از دوباره شنیدنش ، همچنان عشق را دیدم و نوای عشق را … دریافتم این لحظه های بی خویشی هنر را فقط با “عشق” می توان چنین بیان کرد. بی شمار سپاس و ستایش زیبا و عاشقانه ، ایزد دادار آفریدگار را که چراغی دیگر روشن شد ؛ چراغی با دو شعله ی فروغان از پرتو افشانی نسل سوم ناب ، یکی از خراسان بزرگ با نغمه وران ، نغمه گران و خوش آوایان و دیگری از کرمانشاهان پر نغمه و با کهن ساز و آوایانش. این چراغ از جذب و کشش روشنای هنر دو دو سراسه ی شرق و غرب ایران مهد هنر و عشق روشن شده و امید که فرزوان و تابان بماند. آری مایه و بن بود احساس و بازتاب انتهای وجود است که می تواند این اثرات و سکرات را به هر هستی نیوشاگر واریز کرده و در کالبدهای اول و دوم و سوم و… او رخنه کند.

گفتند نظرت را بر آهنگ یاوران (جانی و صد آه) بگو : حس کردم این آهنگ را دوباره ساخته ام و برای این کار ساختم ام که در این مجموعه خوش نشسته و جلوه ای است جالب از همسانی و پیوند و ارتباط درونی هنری من و او. اما بعد از آن شور و شیدایی ها ، اکنون می توانم یک جمع بندی کوتاه بر این مجموعه داشته باشم. روی در روند کارهای تنبور در سی و پنج سال گذشته و در آمدن آن به جمع انواع موسیقی در سراسر ایران ، فعالیت های متفاوتی شکل گرفته که هرکدام به نوعی تاثیر پذری از کارهای “گروه تنبور شمس” را در خود داشته اند و فروغ شمس چراغ راه و راهگشای آنها بوده است و در این راستا کارهای فراوانی منتشر شده که منجر به تنوع و گتسردگی بیشتر این موسیقی شده است. گروه شمس نیز در کارهایش با خاصیتی که این ساز دارد سیر و روندی به سوی تکامل طی کرده و اکنون با خاصیتی که این ساز دارد سیر و روندی به سوی تکامل طی کرده و اکنون که نسل دوم این گروه فعالیت بیشتری دارند ، علاوه بر نگاهی تکوینی به کارهای گذشته با اندیشه و دیدگاهی گسترده ، توانسته اند توانایی بیشتری که در بطن این ساز پر سرار نهفته است  ، جست و جو کرده و به ظهور برسانند. در این مجموعه همنوازی با سازهای مختلفی از بادی و زحمه ای و کوبه ای و درک چگونگی پشتیبانی این سازها و همنوازی آنها صدادهی خاص و نوینی برای تنبور به وجودآورده است که علاوه بر هم سویی و همخوانی این سازها با آن ، دلنوازی و تاثیرش را چندین برابر کرده است.

باری با تمام اینها ، نظر کارشناسانه را برعهده توی شنونده می گذارم که نظرت را به دیگر نظرها ترجیح می دهم غ زیرا موسیقی در تمامی موجودات بی واسطه موثر است و هیچ زمینه و پیش زمینه ی فنی نمی خواهد. پاینده باد این بوم و بر پر گوهر هنر پرور – با درود و مهر – کیخسرو پورناظری – مهر ۱۳۹۴ »

هنرمندان :
همایون شجریان : آواز
سهراب پور ناظری : تنبور
آزاد میرزاپور : بربت
حسین رضایی نیا : دف
همایون نصیری : سازهای کوبه ای
آیین مشکاتیان : کوزه
محمت آکاتای : سازهای کوبه ای
آرشاک ساهاکیان : دودوک
آرین کشیشی : گیتابیس

اشعار آلبوم :

قطعه ی شماره ۲ :

بیا کز عشق تو دیوانه گشتم
وگر شهری بدم ویرانه گشتم
ز عشق تو ز خان و مان بریدم
به درد عشق تو همخانه گشتم
چیان کاهل بدم کان را نگویم
چو دیدم روی تو مردانه گشتم
چو خویش جان خود جان تو دیدم
ز خویشان بهر تو بیگانه گشتم
فسانه عاشقان خواندم شب و روز
کنون در عشق تو افسانه گشتم

به جان جمله مستان که مستم
بگیر ای دلبر عیار دستم
به جان جمله جانبازان که جانم
به جان رستگارانش که رستم
عطاردوار دفترباره بودم
زبردست ادیبان می نشستم
چو دیدم لوح پیشانی ساقی
شدم مست و قلم‌ها را شکستم

مرا گفتی بدر پرده دریدم
مرا گفتی قدح بشکن شکستم
مرا گفتی ببر از جمله یاران
بکندم از همه دل در تو بستم

قطعه ی شماره ۳ :

مهتاب به نور دامن شب بشکافت
می نوش دمی بهتر از این نتوان یافت
خوش باش و میندیش که مهتاب بسی
اندر سر خاک یک به یک خواهد تافت

قطعه ی شماره ۴ :

چون عهده نمی شود کسی فردا را
حالی خوش کن تو این دل شیدا را
می نوش به نور ماه ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را
من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت
از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت
جامی و بتی و بربتی بر لب کشت
این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت
ابر آمد و زار بر سر سبزه گریست
بی باده گلرنگ نمی باید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزه خاک ما تماشا گه کیست

قطعه ی شماره ۶ :

خداوند خداوندان اسرار
زهی خورشید در خورشید انوار
ز عشق حسن تو خوبان مه رو
به رقص اندر مثال چرخ دوار
اگر خواهی عطای جاودانی
ز عالم های باقی ملک بسیار
از آن باده که ویانی هوش است
ز شمس حق و دین بستان و هش دار

قطعه ی شماره ۸ :

جانا چه گویم شرح فراقت
چشمی و صد نم جانی و صد آه
ای بخت سرکش تنگش به برکش
گه جام زر کش گه کام دل خواه
آیین تقوا ما نیز دانیم
لیکن چه چاره با بخت گمراه
ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم
یا جام باده یا قصه کوتاه
مهر تو عکسی بر ما نیفکند
آیینه رویا آه از دلت آه
ای دل تا کسی وصلش نخواهد
خون بایدش خورد در گاه و بی گاه

 

هیچ دیدگاهی ارسال نشده است.