نوا یاب : دانلود موسیقی سنتی
جستجو در میان بیش از پانصد آلبوم موسیقی
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم/یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

زندگینامه منوچهر همایون پور

  •   1,032 بازدید
  •   بدون دیدگاه

زندگینامه این استاد از زبان خودش ایشان که در سال ۱۳۸۰ نگاشته شده است به شرح زیر می باشد :

« در بهار ۱۳۰۳ و در دامان طبیعت زیبا و خیال انگیز شهرستان بروجرد به دنیا آمدم. پدرم نظامی بود و مادرم آیت ِ مهربانی و انسانیت و شکیبایی. در دوران تحصیل در یک دبستان شش کلاسه به شعر و ادیب فارسی بیشتر از دروش دیگر توجه و علاقه داشتم. به یاد دارم بعد از کلاس دوم ابتدایی ، وقتی کتاب کلاس سوم را به دستم دادند ، با عجله آن را ورق زدم تا ببینم چقدر شعر در آن هست ؛ هنوز بعضی از اشعار دوران ابتدایی را به یاد دارم. در کتاب چهارم ابتدایی ، چهار صفحه ی آن از شاهنامه ی استاد توس و داستان رفتن گیو به توران زمین برای آوردن فرنگیس و کیخسرو بود. من تمام آن را حفظ کرده بودم و بعضی روزها توسط ناظم دبستان سر صف ، با حضور دانش آموزان آن را می خواندم ؛ شاید این اولین سنگ بنای کارهای ذوقی من در زندگی بود. من در کنار آواز و موسیقی از پیگیری ، مطالعه و تدقیق در شعر فارسی غافل نبودم ، زیرا انتخاب شعر مناسب و زیبا از لوازم اولیه ی کار یک آواز خوان ِ با ذوق و آگاه است ؛ که آواز بدون شعر خوب و مناسب ، متاعی کاسد است و خریداری ندارد. چهار – پنج ساله بودم روزگاری بود که گرامافون و صفحه تازه در کشور ما به بازار آمده بود و تنها سرگرمی مردم بود. من با عشق و علاقه ی توصیف ناپذیری مجذوب این صنعت اعجاب انگیز روز شده بودم. وقتی که سوزن بر صفحه می رفت و آهنگی و نوایی از آن به گوش می رسید آنچنان از خود بی خود می شدم که شرح آن با قلم و بیان امکان ندارد.

منوچهر همایون پور و حسن کسایی

منوچهر همایون پور پور و حسن کسایی

در میان آواز خوان ها ، آواز تاج اصفهانی ، ادیب خوانساری ، رضا قلی ظلی ، و بانوان قمر الملوک وزیری و روح انگیز تاثیر بیشتری بر من گذاشته بودند. در موقعیت ها و فرصت هایی که دست می داد عاشقانه و شیفته وار به آهنگ و آوازهای گرامافون گوش می دادم و کم کم در سنین هفت-هشت سالگی بعضی از آنها را یاد گرفته بودم و می خواندم. در ده-یازده سالگی ، در حشر و نشر با یک خانواده ی موسیقی دان یکی دو آواز را یاد گرفته بودم.

پس از پایان تحصیلات متوسطه در سال ۱۳۲۲ در تهران در وزارت کشاورزی وارد خدمت دولت شدم و در سال ۱۳۳۴ به وزارت دارایی منتقل و در ۱۳۵۴ بازنشسته شدم. بعد از شهریور سال ۱۳۲۰ ، سال های آغاز تاسیس بی سیم و رادیو بود. حالا بعد از اختراع و صنعت گرامافون ، گوش دادن به رادیو و آگاهی از اخبار و لذت بردن از موسیقی از بهترین وسایل سرگرمی بود. من به صورت جدی و طلبه وار به برنامه های موسیقی و آواز خوانندگان گوش می دادم.

در سال های ۱۳۲۳-۱۳۲۴ در عنفوان شباب و شعله ای که از عشق به موسیقی و کارهای هنری وجودم را در خود گرفته بود ، در محافل دوستانه ابیاتی گزیده از شعر فارسی و بعضی آهنگ های محلی و ضربی (ریتمیک) و تصنیف های روز را می خواندم و دوستان با ذوق و طرفدارانی پیدا کرده بودم. در میان این دوستان با گروهی از هنرمندان آشنا شدم که به صورت جدی در کار ارائه ی هنر تئاتر و موسیقی بودند. گروه تئاتر را بانوی هنر و شیرزنی به نام عصمت صفوی اداره می کرد و گروه موسیقی را هم مردی به نام علی محمدنامداری سرپرستی می کرد. نامداری ویلن می نواخت و شاگرد استاد عزیز ابوالحسن صبا بود و کلاسی در اول خیابان شهدا (ژاله) داشت که ورود و شرکت من در برنامه های رادیو از اینجا آغاز شد. گروهی که در ارکستر نامداری همکاری داشتهند همگی گلچینی از موسیقی دان های جوان آن روزها بودند که در سال های بعد چهره های معروف نوازندگی و آهنگسازی کشور شدند.

در یک بعد ازظهر در تابستان سال ۱۳۲۴ با این گروه در بی سیم (رادیو) آواز خواندم. این آغاز کار من در دنیای هنر موسیقی بود. سال ۱۳۲۶ ، به صورت غیر مترقبه ای ، مقارن آشنایی ام با استاد گران مایه و بی نظیر استاد ابوالحسن صبا بود. افتخار این آشنایی و شاگردی در مکتب او بزرگترین واقعه در کار ذوقی من بود ، زیرا او با پذیریفتن یک جوان تازه وارد به عرصه ی هنر موسیقی بر کار من در رادیو محافل هنری صحه گذاشت. در سال ۱۳۲۶ افتخار اجرای برنامه هایی را با ارکستر آن استاد یگانه و نیز در سال ۱۳۲۷ با ارکستری به سرپرستی استاد شریف ، آهنگساز ، نوازنده ویلن و کمانچه ، حسین یاحقی داشتم ؛ در آن سال ها رادیو فقط همین دو ارکستر بزرگ را داشت. از سال ۱۳۲۹ تا سال ۱۳۳۲ با ارکستری به سرپرستی مرتضی گرگین زاده و چند تن از برگزیدگان موسیقی برنامه داشنم و تا سال ۱۳۳۸ در ارکسترهای مختلف رادیو به سرپرتسی هنرمندان برجسته ای چون ابراهیم منصوری ، استاد جواد معروفی ،روانشاد استاد روح الله خالقی ، مرد سرشناس موسیقی ایرانی و سرپرست ارکستر سازهای ملی همکاری داشتم. در خلال این سال ها با ارکسترهای گزیده ی دیگران چون ارکستر زنده یاد حبیب الله بدیعی و فریدون حافظی ، پرویز یاحقی و شنجرفی و برداران معارفی نیز برنامه هایی اجرا کردم که نمونه هایی از این آثار موجود است. »

عمده آثار همایونپور در سال‌های قبل از ۱۳۳۲ خوانده شد که به دلیل نبود امکانات ضبط اثری از آنها باقی نمانده است. یکی دو اثر باقی‌مانده وی نیز چند سال قبل از سوی انتشارات ماهور در مجموعه‌ای منتشر شد که اعتزاض همایون پور را نیز به دنبال داشت. از قرار مجموعه‌ای از خاطرات این چهره موسیقی آوازی نیز تدوین شده است که هنوز از انتشار آن خبری نیست

متأسفانه اکثر آثار قابل اعتنای این ردیف دان و آوازخوان نامی در سال‌های انتهایی دهه ۲۰ و ابتدایی دهه ۳۰ از رادیو پخش شد که به دلیل نبود دستگاه ضبط از آنها اثری به جا نمانده است.

زنده یاد همایونپور بر ادبیات فارسی نیز مسلط بود و از چهره‌های ثابت محافل معروف ادبی، به خصوص ادبیات و شعر کهن به شمار می‌رفت که نمود بیرونی آن را می‌توان در تسلط بی چون و چرای وی بر شعر، در آثار آوازی اش مشاهده کرد.

استاد همایونپور، درحالی دارفانی را وداع گفت که به رغم کهولت سن وضع جسمانی مناسبی داشت، اما بیماری قلبی به وی مهلت نداد و صبح دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۸۵ در بیمارستان مهراد به دیار باقی شتافت. پیکر استاد «منوچهر همایونپور» ساعت ۹ صبح سه شنبه ۸ فروردین، از مقابل بیمارستان مهراد به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا تشییع شد.

منوچهر همایون پور

منوچهر همایون پور

 

هیچ دیدگاهی ارسال نشده است.