نوا یاب : دانلود موسیقی سنتی
جستجو در میان بیش از پانصد آلبوم موسیقی
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم/یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

مقدمه ای بر درک زیبا شناسی فلسفی در موسیقی

  •   1,567 بازدید
  •   بدون دیدگاه

موسیقی غیرتقلیدی – وقتی که ما صحبت از موسیقی غیرتقلیدی می کنیم ، نه باورمان بر این است که با نوعی از موسیقی کاملاً متفاوت مواجه ایم ، بلکه با نوعی موسیقی تفکر آمیز و احساس برانگیز رو به رو هستیم که به لحاظ جمله بندی ، بیان ، محتوا و معیارهای ذوقی با آثار پیشین یا پیشینیان دارای وجوه تفاوت و تمایز است. این نوعموسیقی را نمی شود به شیوه مکانیکی تولید کرد ، چرا که قواعد آماده و از پیش نوشته شده ای برای خلق این آثار وجود ندارد ، که اگر چنین بود ، بسیاری می توانستند هنرمندان خوبی شوند. با وجود آن که در جریان آموزشی موسیقی خلاق ، تلاشی وسیع در جهت انتقال بار معنایی و احساسی موسیقی انجام می شود و شیوه ی تولید و اجرای این نوع موسیقی تجربه می گردد ، اما باز پردازش های نو خلاقانه در گرو توان های فردی است و به یاری این استعدادهای درونی و بالفطره است که شخص هنرمند تا رسیدن به هدف غایی و نهایی خود یاری می شود. پس در واقع هیچ مجموعه قواعد و مکتوبی برای تکوین عناصر موسیقایی وجود ندارد که تضمین کننده ی خلق آثار هنری با مختصات زیبایی شناسانه و مبتکرانه باشند و در نهایت به خلق آثاری درخشان بیانجامد. در واقع احساس موسیقیدان ، احساس متعلق به جهان خود اوست ، نه احساسی عاریتی-تقلیدی و هنر نیز هنری است متعلق به معماری دقیق و زیبایی شناسانه ی جهان خود او.

بدون تردید زبان موسیقی ، زبان بسیار پیچیده ای است و تغییر و تبدیل عناصر مختلف در آن ، توانایی ها و ابتکارات موسیقی دانانی را می طلبد که بتوانند در کشف امور بالقوه ی آن و سپس در اجرا و ارائه آن از توان لازم برخوردار باشند. اما پرسش اینجاست که تفکر خلاق در موسیقی چه گونه شکل میگیرد ؟ از دیدگاه روان شناسی در جریان خلق یک اثر هنری ، ذهن هنرمند با تاثیرپذیری ناخود آگاه ، کار خود را آغاز می کند و تدریجاً با فعالیت آگاهانه و اندیشمندانه خود بر روی ایده ها و هسته های اولیه ، رفته رفته به شکل انسجام یافته و پایانی اثر خود می رسد. در چنین فضایی است که عناصر جا افتاده و تثبیت شده در موسیقی قدیم – به قصد بازساخت – شکسته شده ، به اجزایی تازه پیوند خورده ، و با شکل محتوایی دیگر به آوا در آمده است. اما ما در این جا نباید به منظور ارزش گذاری بر روی آثار ، در تلاش یک استدلال قیاسی باشیم ، به این صورت که امر زیبایی شناسه ای را در قیاس از امیر غیرزیبایی شناسانه نتیجه بگیریم (هرچند این کار ، ممکن است راه ما را برای رسیدن به نتیجه و هدایت آسان مخاطب ، هموار کند) . در این ما نباید به طرق استدلالی ، خصوصاً استدلال قیاسی به دنبال درک زیبایی شناختی آثار موسیقی باشیم ، بلکه باید ادعای دیگران بر ارزش گاری آثار را بشنویم ، احساس کنیم و به کمک دیگران سعی در بیدار کردن و هدایت ادراکمان کنیم. در چنین شرایطی است که به تجربه ای ادارکی دست می یابیم و می توانیم با تجربه های شخصی و توانمند خود به لذت واقعی و عمیقی از آثار هنری ناب برسیم.

سرشت انسان به گونه ای است که اصوات موسیقایی در او لذت زیبایی شناسانه ایجاد می کند، … اما ویژگی های ارزشی آثار موسیقی غیرتقلیدی و الزاماً هنری و معیارهای بنیادین این ارزش گذاری کدام است ؟ عمق ، پیچیدگی ، تنوع ، پردازش مناسب ، وحدت زیبایی شناسانه ، توازن بیان با محتوا ، …. چنان چه ازنفانت (Ozenfant) در این باب می گوید : « موضوع هنگامی با ارزش است که نحوه ی بیان بر ما اثر گذار باشد ، اما شیوه ی بیان هم هیچ ارزشی نخواهد داشت ، اگر که محتوا فاقد اهمیت باشد » .

نویسنده : محمد جواد کسایی

 

هیچ دیدگاهی ارسال نشده است.