نوا یاب : دانلود موسیقی سنتی
جستجو در میان بیش از پانصد آلبوم موسیقی
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم/یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

دانلود آلبوم “سایه های سبز” سالار عقیلی

  •   3,043 بازدید
  •   بدون دیدگاه

دانلود آلبوم “سایه های سبز” سالار عقیلی با کیفیت ۱۲۸kbps و لینک مستقیم

Download “Green Shadows” By Salar Aghili – Direct Link

دانلود آلبوم سایه های سبز سالار عقیلی

“سایه های سبز” نام آلبومیست به آهنگسازی ارشد طهماسبی و خوانندگی سالار عقیلی که در سال ۱۳۸۲ منتشر شده است. این آلبوم سنتی برخلاف دیگر آلبوم های سنتی دارای قطعات ساز و آواز نیست و قطعات آوازی آن کاملاً شامل تصنیف ها می باشد و بعد از هر تصنیف قطعات تکنوازی قرار گرفته است.

نوازندگان:

خواننده : سالار عقیلی
تار: ارشد طهماسبی
کمانچه: شروین مهاجر
تنبک : محمود فرهمند


دانلود آلبوم “سایه های سبز” با صدای سالار عقیلی و کیفیت ۱۲۸kbps به همراه تمامی کاورها در یک فایل زیپ 

دانلود2 موسیقی سنتی

۰۱٫ Tasnife Mahoor(Naaz).mp3—————————- 03:01

۰۲٫ Saaz.mp3—————————————— 01:31

۰۳٫ Tasnife Mahoor(Sabz).mp3—————————- 07:05

۰۴٫ Saaz.mp3—————————————— 01:07

۰۵٫ Chahr Mizrab Tasnif Mahoor.mp3————– 07:30

۰۶٫ Saaz.mp3—————————————— 03:50

۰۷٫ Tasnife Dashti (Dayr Mooghan).mp3————– 05:58

۰۸٫ Saaz.mp3—————————————— 02:10

۰۹٫ Tasnife Bayate Tork (Rooz Vasl).mp3————– 05:28

۱۰٫ Saaz.mp3—————————————— 01:30

۱۱٫ Tasnife Eragh (Asheghan).mp3————– 04:59

۱۲٫ Saaz.mp3—————————————— 01:40

۱۳٫ Tasnife Mahoor (Chenan).mp3—————————-04:04

۱۴٫ Saaz.mp3—————————————— 03:57

۱۵٫ Tasnife Mahoor (Faash Migooyam).mp3————–04:10

برای مشاهده متن اشعار این آلبوم به انتهای مطلب مراجعه نمایید


ارشد طهماسبی نوازنده و آهنگساز شروین مهاجر نوازنده کمانچه سالار عقیلی


متن شعر تصنیف ماهور-ناز (سنایی):

ناز را رویی بباید همچو ورد
ور نداری گرد بدخویی مگرد
ا بگستر فرش زیبایی و حسن
یا بساط کبر و ناز اندر نورد
در سرت بادست و بر رو آب نیست
پس میان ما دو تن زین‌ست گرد
زشت باشد روی نازیبا و ناز
صعب باشد چشم نا بینا و درد
ناز با ما کن که درباید همی
این نیاز گرم را آن ناز سرد

متن شعر تصنیف ماهور-سبز (اخوان ثالث):

با تو دیشب تا کجا رفتم
با تو دیشب تا کجا رفتم
تا خدا وانسوی صحرای خدا رفتم
من نمی گویم نمی گویمملایک بال در بالم شنا کردند
من نمی گویم که باران طلا آمد
با تو لیک ای عطر سبزعطر سبزسایه پرورده
ای پری که باد می بردت
از چمنزار حریر پر گل پرده
تا حریم سایه های سبز
تا بهار سبزه های عطر
تا دیاری که غریبیهاش می آمد به چشم آشنا ، رفتم
پا به پای تو که می بردی مرا با خویش
همچنان کز خویش و بی خویشی
در رکاب تو که می رفتی
هم عنان با نور
در مجلل هودج سر و سرود و هوش و حیرانی
سوی اقصامرزهای دور
تو قصیل اسب بی آرام من ، تو چتر طاووس نر مستم
تو گرامیتر تعلق ،‌ زمردین زنجیر زهر مهربان من
پا به پای تو
تا تجرد تا رها تا رها تا رها رفتم

متن شعر تصنیف چهار مضراب تصنیف ماهور (سعدی):

پای سرو بوستانی در گلست
سرو ما را پای معنی در دلست
ای برادر ما به گرداب اندریم
وان که شنعت می‌زند بر ساحلست
نسبت عاشق به غفلت می‌کنند
وان که معشوقی ندارد غافلست
بذل جاه و مال و ترک نام و ننگ
در طریق عشق اول منزلست
گر بمیرد طالبی دربند دوست
سهل باشد زندگانی مشکلست
عاشقی می‌گفت و خوش خوش می‌گریست
جان بیاساید که جانان قاتلست

متن شعر تصنیف دشتی دیر مغان (حافظ):

در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست
مست از می ومیخواران از نرگس مستش مست
در نعل سمند او شکل مه ما پیدا
و از قد یلند او بالای صنوبر پست
آخر به چه گویم هستاز خود خبرم چون نیست
وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست
شمع دل دمسازم بنشست چه او برخاست
و افغان از نظربازان برخاست چه او بنشست
آخر به چه گویم هستاز خود خبرم چون نیست
وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست
در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست
در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست
مست از می ومیخواران از نرگس مستش مست

تصنیف بیات ترک-روز وصل (حافظ):

روز وصل دوستداران یاد باد
یاد باد آن روزگاران یاد باد
کامم از تلخی غم چون زهر گشت
بانگ نوش شادخواران یاد باد
گر چه یاران فارغند از یاد من
از من ایشان را هزاران یاد باد
مبتلا گشتم در این بند و بلا
کوشش آن حق گزاران یاد باد
گر چه صد رود است در چشمم روان
زنده رود باغ کاران یاد باد

 متن شعر تصنیف شعر عراق-عاشقان (سعدی):

عاشقان نالان چو نای و عشق همچون نای زن
تا چه‌ها در می دمد این عشق در سرنای تن
هست این سر ناپدید و هست سرنایی نهان
از می لب‌هاش باری مست شد سرنای من
گاه سرنا می نوازد گاه سرنا می گزد
آه از این سرنایی شیرین نوای نی شکن

متن شعر تصنیف ماهور-چنان (سعدی):

چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست
که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست
دگر به روی کسم دیده بر نمی‌باشد
خلیل من همه بت‌های آزری بشکست
مجال خواب نمی‌باشدم ز دست خیال
در سرای نشاید بر آشنایان بست
در قفس طلبد هر کجا گرفتاریست
من از کمند تو تا زنده‌ام نخواهم جست
غلام دولت آنم که پای بند یکیست
به جانبی متعلق شد از هزار برست
اگر تو سرو خرامان ز پای ننشینی
چه فتنه‌ها که بخیزد میان اهل نشست

متن شعر تصنیف ماهور-فاش می گویم (حافظ):

فاش می گویم و از گفته خود دلشادم
بنده عشقمو از هر دو جهان آزادم
طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراغ
که در این دام گه حادثه چون افتادم
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد در این دیر خراب آبادم
سایه طوبی و دلجویی حورا حورا لب حوض
به هوای سر کوی سر کوی تو برفت از یادم
نیست بر لوح دلم جزء الف قامت دوست
چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت
یا رب از مادر گیتی به چه طالع زادم
تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق
هر دم آید غمی از نو به مبارکبادا
می خورد خون دلم مردمک چشم و سزاست
که چرا دل به جگر گوشه مردم دادم

 

هیچ دیدگاهی ارسال نشده است.